کدام پدر و مادری نمیخواهد فرزندش تیزهوش باشد

تصور نمیکنم کسی در جواب این سوال دستش را بالا برده باشد. اما هنگامی که فاصله نسل والدین و فرزندان را به طور کامل درنظر بگیریم، سوالهای دیگری نیز پیش می آید. تیزهوش در چه زمینه ای؟ چه کسی هوش را معنا میکند؟ آیا این به این معناست که بچه من در مدرسه بهتر عمل میکند؟ اگر ارزشهایی چون مهربانی و صداقت را به کسی نیاموزیم، باهوش بودن چه ارزشی دارد؟

هاوارد گاردنر (Howard Gardner) روانشناس دانشگاه هاروارد که به خاطر نظریه هوش چندگانه (multiple-intelligence) برای کودکان شهرت فراوانی دارد، به بررسی این فاصله عظیم پرداخته است. گاردنر هفت نوع جداگانه هوش (در زمینه آموزشی) را شناسایی نموده است که بنا بر گفته محققین، تنها ۳ نوع از آنها در تستهای هوش موجود، منظور شده اند.
قبل از اینکه به معرفی انواع هوش بپردازیم، توجه شما را به آنچه گاردنر در کتاب خود Intelligence Reframed و در رابطه با فرزندانش نوشته جلب میکنیم :
«من میخواهم که فرزندانم جهان را درک کنند، نه به دلیل اینکه جهان جذاب و ذهن انسان کنجکاو است. من میخواهم آنها جهان را درک کنند تا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند آنرا به جایی بهتر مبدل کنند.»
این نوع متفاوتی از هوش است و شکی نیست که تبدیل آن به یک سوال چند جوابی کار مشکلی است. زیرا برای تبدیل کردن جهان به جایی بهتر، تنها یک پاسخ وجود ندارد. چنین به نظر میرسد که گاردنر اعتقاد دارد کودکان دارای انواع متفاوتی از هوش هستند که آنها را قادر به انجام چنین کار جاه طلبانه ای خواهد نمود. باید صادقانه بگوییم که این تقسیم بندی هنوز از نظر تمام روانشناسان تایید نشده است، اما از طرفی، روزگار اعتقاد داشتن به یک مفهوم واحد نیز سپری شده است.
● هوش کلامی
با کلمات سرو کار دارد. در داستان سرایان، روزنامه نگاران و وکلا، این نوع هوش در اولویت قرار دارد. این هوش، اساس توانایی در اطلاع رسانی موثر، ترغیب نمودن، مباحثه، تدریس و سرگرم نمودن است. کودکانی که در این زمینه باهوش هستند، در بازی با کلمات و ادا کردن جملاتی که ادا کردنشان مشکل است (مانند جملاتی که با کلماتی یک صدا، با تکرار یک حرف و مانند آن ساخته میشوند: مانند قوری گل قرمزی) مهارت فراوانی دارند. آنها از شنیدن صدای کلمات لذت میبرند و کتابخوانانی حریص یا نویسندگانی شیرین قلم خواهند شد.
● هوش وابسته به منطق و ریاضی
واضح است که این نوع هوش، به معنای توانایی مغز در کار با اعداد و ترتیبهای منطقی است. دانشمندان، حسابداران و سازندگان نرم افزار از این جمله اند. کودکان دارای این اولویت هوشی، در درک علت و معلول، الگوهای عددی و بحث منطقی بسیار موفق هستند که به خصوص این آخری ، در مواجهه با والدین بسیار مفید است.
▪ هوش مربوط به امور فضایی و حجمی:
این هوش قابلیت تصور و تجسم ذهنی را به وجود می آورد که معمول ترین شغل برای چنین افرادی عکاسی و هنر است. این کودکان در توجه به جزئیات بصری و توانایی ترسیم تصاویر دو بعدی و سه بعدی، بسیار موفق و به نظر جلوتر از سن خود عمل میکنند. یک جنبه مهم این هوش، توانایی کودک در ترجمه تصاویر ذهنی به فرمی است که برای همه قابل درک باشد.
● هوش موسیقی
واضح است که در اینجا با توانایی درک و ایجاد ریتم و ملودی سر و کار داریم. یک روش شناسایی هوش موسیقی این است که کودک بتواند دو قطعه موسیقی نسبتا مشابه را از یکدیگر تشخیص دهد. داشتن هوش موسیقی و گرایش به آن به حرفه های مشخصی منجر میشود اما ما بزرگسالانی را میشناسیم که با وجود داشتن حرفه ای دیگر، از «گوش موسیقی» خوبی برخوردارند و میتوانند ترانه ها را صحیح بخوانند. پس شاید برخوردار بودن از هوش موسیقی به جای تبدیل شدن به حرفه شخص، به بخشی از مسیر زندگی و آموختن او تبدیل شود.
● هوش مربوط به حرکات جسمی
هرچند پذیرفتن این مورد برای بعضی از سنت گرایان روانشناسی مشکل است، اما واضح است که چالاکی و فرزی از جایی سرچشمه میگیرند و گاردنر این تواناییها را به ذهن نسبت میدهد. کودکانی که در آموختن دروس عملی موفق هستند دارای چنین هوشی هستند و میتوانند ورزشکار حرفه ای، مکانیک، جراح یا نجار شوند.
اگر پیش بیاید میتوانند به خوبی بافتنی ببافند و عاشق سرهم کردن ماکتهای مختلف هستند. آنها در کلاسهای ورزش و فعالیتهای فیزیکی منتظر دستور حرکت نمیمانند. گاردنر در مورد این افراد به مطلب جالبی شاره کرده است؛ افراد دارای چنین هوشی، بسیار مستعد داشتن واکنشهای غریزی شجاعانه هستند.
● هوش درون نگر
اینجا حوزه شخصیت درونی فرد است. کودکانی که در این دسته بندی جا دارند، قادرند حواس خود را شناسایی نموده و درجات مختلف یک احساس بخصوص را تشخیص دهند. توانایی درک و پذیرفتن خود، هوش و ادراکی است که دارنده آن در زمان بزرگسالی از داشتن آن خوشنود شده و قدر آن را خواهد دانست. هوش درون نگر برانگیزنده خودکاوی، انضباط نفس، استقلال فراوان و تمایل به داشتن اهداف واضح و مشخص است که البته همه این موارد نباید با هم و لزوما در یک نفر بروز کند.
● هوش میان فردی
این نوع هوش درباره ارتباط با دیگران است. این کودکان نه تنها با همکلاسان خود کنار می آیند، بلکه میتوانند حالات و نیازهای دیگران-از جمله بزرگسالان- را به خوبی تشخیص دهند. آنها در این زمینه از والدین خود هم بهتر عمل میکنند.
اخطار! این توانایی دو طرف دارد؛ خیر و شر. کودک دارای هوش میان فردی میتواند یک همشهری مهربان، یار و یاور دیگران باشد و یا از توانایی خود در کنترل دیگران و کلاهبرداری و امثال آن استفاده نماید.
گاردنر شخصا اعتراف میکند که هوش کلامی و ریاضی – منطقی بیش از همه مورد توجه بوده و در مدارس مورد آزمایش قرار میگیرد. هوش مربوط به امور فضایی، موسیقی و حرکات جسمی بیش از هرچیز با هنر در ارتباطند که البته هوش وابسته به امور فضایی و حجمی در تستهای هوش معمول جای ثابتی دارد.
هوش درون نگرانه و میان فردی میتواند شاهد واضحی بر این مطلب باشد که که دسته بندی گاردنر تا چه حد میتواند والدین و خانواده را تحت تاثیر قرار دهد. هیچ روش واقعی برای آزمودن و تشخیص این نوع هوش در کودک وجود ندارد، اما کدام پدر و مادری است که از داشتن فرزندی که خود را میشناسد، منظم است و میتواند احساس غم و شادی دیگران را درک کرده و به آن واکنش نشان دهد، ناراضی باشد؟

link

Advertisements

کودکانی که همسن خود نیستند!

کودکان تیزهوش خواب کمتری دارند و با مهارت های کلامی نوجوانان حرف می زنند اما نمی توانند احساسات خود را به راحتی بیان کنند…
تیزهوشان از یک سو مثل آدم بزرگ ها مسئولیت می پذیرند و از سوی دیگر مانند کودکان کوچکتر از خود لجبازی و بهانه گیری می کنند
یک گام جلوتر از دیگران
همیشه در بحث از کودکان استثنایی، توجه والدین، پزشکان و روانشناسان معطوف به کودکان دیرآموز و یا آن دسته از کودکانی شده که تمام قابلیت ها و استعدادهای آنان در محیط مدرسه و مراکز آموزشی شکوفا نمی شود اما حقیقت این است که گاهی اوقات با کودکی مواجهیم که از سن و سال خود جلوتر و بااستعدادتر است و همانقدر به توجه دیگران برای شکوفا شدن حداکثر استعدادهایش نیازمند است که یک کودک دیرآموز.
این کودکان تیزهوش یا نابغه خوانده می شوند اما به گفته روانشناسان بخاطر نیاز به همان توجه و مراقبت بیشتر در مراکز آموزشی بازهم به نوعی استثنایی هستند.
این کودکان از دیگر هم سن و سالان خود یک یا چند گام جلوتر هستند و به همان نسبت، رفتار و توجه متفاوت تری را از اطرافیان خود می طلبند.
● شناخت کودکان باهوش
شناسایی کودکان بااستعداد و تیزهوش اغلب کار ساده ای است زیرا از همان سنی که کودک نخستین محیط آموزشی اش را که- اغلب مهدکودک است- تجربه می کند پیشرفت و استعداد ذهنی او توسط مربی و پس از پدر و مادر شناسایی می شود.
دشواری کار چگونگی پرورش این کودک و هدایت او به سمت و سویی است که همه این استعدادها را بتوان شکوفا کرد تا نبوغ او به هدر نرود.
اغلب والدین بر این باورند که کودکانشان با استعداد و تیزهوش هستند اما نکته مهم این است که بچه های نابغه و تیزهوش در ابعاد مختلف و متفاوت رشد جسمی، ذهنی و شخصیتی شان این نبوغ را از خود بروز می دهند.
سازمان آموزش جهانی، کودکان نابغه را آن دسته از کودکانی می داند که مهارت های قابل توجه و منحصر به فردی در زمینه فکری، هنری، خلاقیت، توانایی مدیریت و یا شاخه های علمی خاص داشته باشد و نیازمند توجه و خدماتی باشد که بطور معمول در مدارس برای شکوفایی چنین استعدادهایی در اختیار همگان قرار نمی گیرد.
در مورد کودکان کم سن وسال تر برخی علائم و نشانه های هوش و یا توانایی هایی فکری- فیزیکی را راحت تر می توان دید؛ همچون کودک هشت یا ۹ ماهه ای که راه می رود، بچه یکسال و نیمه ای که رنگ های پایه را می شناسد، کودک سه ساله ای که شمارش اعداد تا ارقام دو رقمی را بلد است و یا کودک چهار ساله ای که خواندن را یاد گرفته است.
تشخیص علائم هوش برتر همچون قدرت تمرکز بالا و به تبع آن حافظه کوتاه مدت و بلند مدت قوی، قدرت تخیل عمیق، کنجکاوی و حساسیت افزون تر و لذت بردن از یادگیری امور تازه توجه بیشتری از سوی دیگران می طلبد.
روانشناسان کودک با انجام تست هایی ساده و یا پرسش هایی از کودک و والدین او، می توانند علائم و نشانه های تیزهوشی را به راحتی تشخیص دهند.
مهارت ذهنی
دکتر آپسین کرک، متخصص رشد ذهنی کودک از دانشگاه مینه سوتا درباره رفتارهای اجتماعی و عاطفی این کودکان می گوید: «مهارت های ذهنی این دسته از کودکان عمدتاً با قابلیت های اجتماعی و یا عاطفی آنان هماهنگی چندانی ندارد چرا که آن بخش از ذهن که مربوط به تفکر و تجزیه و تحلیل است سریع تر از آن بخش از ذهن که مربوط به عواطف و رفتارهای اجتماعی است رشد می کند.
یک کودک بااستعداد می تواند از مهارت های زبانی اش همچون یک نوجوان برای برقراری ارتباط با همسالانش استفاده کند اما شاید نتواند عواطف و احساسات خود را بدرستی ابراز کند.»
به اعتقاد این کارشناس، والدین این دسته از کودکان مسئولیت دشوارتری را چه به لحاظ پرورش و چه به لحاظ رفتار با آنان دارند: «اینگونه کودکان از یک سو به نظر آنقدر بزرگ می آیند که بتوان از آنها مسئولیت های مختلفی را انتظار داشت و از سویی دیگر گاهی بهانه گیری ها و لجبازی های بچگانه را از خود بروز می دهند.
توانایی برقراری تعادل در رفتار با اینگونه کودکان چالش بزرگی است که والدین آنها در پیش رو دارند.»
● تنهایی
نکته دیگر در مورد کودکان باهوش و بااستعداد این است که این وضعیت که در مهارت های مختلف و حتی طرز تفکرشان معمولاً از سن واقعی خود جلوتر هستند می تواند به انزوا و دوری آنان از گروه همسالانشان بینجامد که نیازمند توجه والدین و مربیان به این مسئله است.
این دسته از کودکان معمولاً به تماشای برنامه های مستند و حیات وحش و حتی اخبار بیشتر از تماشای کارتون و برنامه های مخصوص کودکان علاقه دارند و به بازی با کودکان بزرگتر از خود و یا مصاحبت با یک بزرگسال بیشتر از همسالانشان علاقه دارند.
سوزان پری روانشناس کودک از دانشگاه جرج واشنگتن می گوید: وقتی یک کودک تیزهوش به همسن و سالان خود در زمین بازی می گوید می خواهد«سیاره بازی» کند کودکان دیگر ممکن است درک درستی از این بازی نداشته باشند و او را تنها بگذارند.
وقتی که او به دیگران می گوید می تواند نام سیاره ای را برای خود انتخاب کند و منظومه شمسی را تقلید کند، همسالانش ممکن است حتی او را مسخره کنند.
برای آنها این گونه بازی ها نه تنها جذاب نیست، بلکه عجیب است و همین امر باعث می شود کودکان تیزهوش در گروه همسالان خود جایی نداشته باشند و یا طرد شوند.
این روانشناس معتقد است بین این عدم درک کودک ونابهنجاری های رفتاری مرز کوچکی وجود دارد که گاه موجب می شود والدین به اشتباه تصور کنند فرزندی حساس به لحاظ روحی-عاطفی و یا مبتلا به اوتیسم دارند.
● توصیه
اگر پدر و مادر کودک با استعداد و تیزهوشی هستید، به توصیه های زیر توجه کنید:
برای کودک با صدای بلند کتاب بخوانید، حتی اگر کودکتان توانایی خواندن را در سن پائین پیدا کرده است سعی کنید خودتان کتاب های مورد علاقه اش را با صدای بلند برای او بخوانید.
به کودک کمک کنید علایق شخصی اش را بیابد. کشف علایق و دادن انگیزه به کودکان در شکوفایی و رشد استعداد کودکان تیزهوش نقش مهمی دارد.
والدین باید بچه ها را با توانایی های شان آشنا کرده و از سوی دیگر زمینه لازم برای رشد مهارت های آنان در عرصه موسیقی، علوم، ورزش، ریاضیات و.‎.‎. را فراهم کنند.
از دوستان و یا دیگر اعضای خانواده برای پرورش هر چه بهتر کودک کمک بگیرید.
کودکان نابغه در سنین نوپایی و حتی نوزادی بیشتر از کودکان معمولی والدین خود را خسته می کنند، چرا که اغلب خواب کمتری دارند و هنگام بیداری به محرک های محیطی بیشتری نیاز داشته و واکنش نشان می دهند.
داشتن پدربزرگ یا مادربزرگی دلسوز که به سؤالات آنها پاسخ دهد و یا دوستی که او را برای یک گردش علمی به باغ وحش یا پارک می برد گاهی بار بزرگی از دوش والدین کودک بر می دارد.
به صحبت های کودکتان با توجه و حوصله گوش دهید.
کودکان تیزهوش از زمانی که زبان باز می کنند شما را با سؤالات متعدد و مختلف، سرگرم و حتی خسته می کنند.
بچه های با استعداد نهایت همکاری خود را با والدینی دارند که با منطق و توجیه خواسته های خود را به آنان ابراز کنند بنابراین با توجه کافی و به موقع به حرف های او، اجازه دهید بداند به او اهمیت می دهید.
پروانه محبی
روزنامه ایران

چگونه می توان كودكان باهوش را شناسایی كرد؟

چگونه می توان كودكان باهوش را شناسایی كرد؟

 – پدر و مادر اولین كسانی هستند كه متوجه رشد حركتی، رشد كلامی و كارهای ذهنی فرزند خود می شوند. رشد زودرس حركتی، كلامی و ذهنی از ویژگی های كودكان دارای هوش بالا است.

این كودكان مستقل تر از سایر بچه های هم سنشان هستند و كنجكاوی های بیشتری نسبت به محیط اطرافشان از خود نشان می دهند.
البته سن هوش انسان تا 15 سالگی افزایش پیدا می كند بنابراین آزمون هوشی افراد 15 ساله و بالاتر یكسان است.
كودكان تیزهوش كنجكاوترند. مرتب راجع به مسائل مختلف سؤال می كنند. یك كودك تیزهوش وقتی در مورد مورچه سؤال می كند از والدین خود توضیح كاملی درباره نحوه زندگی آنان می خواهد. آنان می خواهند به عمق مسائل فرو بروند. كودكان تیزهوش با توجه به این كه قدرت فراگیری بالایی دارند ممكن است با كودكان عادی همسال خود خیلی احساس هماهنگی نكنند.
بنابراین مایلند كه با افراد بزرگتر نشست و برخاست نمایند. افراد بزرگتر هم آنها را كمتر می پذیرند. بنابراین، این خطر وجود دارد كه كودكان هوشمند تا اندازه ای احساس سرخوردگی و عدم رضایت كرده و منزوی بشوند. اما جای نگرانی نیست؛ زیرا اینها كاملا موقتی است.
به این ترتیب كه این بچه ها با توجه به هوش بالایی كه دارند بزودی می آموزند راه هایی برای برقراری ارتباط بهتر با دیگران پیدا كنند.
اغلب والدین این كودكان نگران این مسئله هستند كه مبادا فرزندشان گوشه گیر شود و مهارت های عادی زندگی را فرا نگیرد. در حالی كه دیده شده این كودكان اجتماعی تر از سایر مردم هستند و بسیار راحت تر می توانند با دیگران ارتباط برقرار كنند.
در واقع اگر كودكی گوشه گیر و منزوی بود و این مسئله تداوم داشت باید مشكوك شویم كه شاید هوش او كافی نیست یا مبتلا به بیماری روانی و رفتاری از جمله اوتیسم (درخودماندگی) باشد. بنابراین همه چیز كودكان تیزهوش نویدبخش است.
آنها راجع به مسائل زندگی هم دیدگاه های جالبی را عنوان می كنند. دلشان می خواهد از هر چیزی سردر بیاورند. برای نمونه می توانند ساعت ها به حركت مورچه ها یا جنبش برگ های یك درخت و یا طلوع و غروب خورشید نگاه كنند. این كار برای آنان بسیار جالب است.
آنان در مسائلی كه از نظر دیگران ساده و بدیهی و عادی است می توانند ساعت ها بررسی و تفحص كنند و در واقع گفته می شود كه دانشمندان و هنرمندان كودكان باهوشی هستند كه توانمندی های دوران كودكی شان یعنی «كنجكاوی» خود را حفظ كرده اند.
یك دانشمند همیشه همواره در تلاش برای یافتن پاسخ سؤالات خود است. او می خواهد روابط بین اشیاء را كشف كند. او دنیای خیالی می سازد و شخصیت های خیالی می آفریند.
این كودكان تمایل زیادی به فعالیت های هنری دارند. والدین باید این خصوصیات را در فرزندشان تشویق كنند، زیرا رشته های هنری راهگشای مسیرهای جدیدتری در زندگی آینده آنان است.

كمال طلبی این بچه ها را چگونه می توان كنترل كرد؟
– كودكان تیزهوش دلشان می خواهد بیشتر بدانند و چون از مسائل آگاهی بیشتری دارند، از این رو توقعات و خواسته هایشان نیز به همان نسبت بیشتر است.
آنان به علت هوش بالایشان محدودیت ها را بهتر می پذیرند. به طور كلی باید گفت: معمولا والدین دارای فرزند تیزهوش در كنار آمدن با آنان دشواری زیادی ندارند. مشكل در مورد كودكانی است كه از هوش بالایی برخوردار نیستند.
آنان به طور ناخودآگاه تمایل دارند كه این نقص خودشان را با داشتن امكانات ظاهری بیشتری جبران كنند. برای نمونه از والدین خود تقاضای لباس و كفش های گرانقیمت می كنند. در حالی كه كودك باهوش به این چیزها توجه زیادی ندارد.
برای او كاركرد اشیاء مهم است نه ظاهر آنها. بنابراین یك لباس برای آن اندازه جذاب نیست كه احیانا داشتن یك خودنویس ممكن است برایش جالب باشد. او رفتن به موزه را به رستوران ترجیح می دهد و… بنابراین والدین به راحتی می توانند با بچه های تیزهوش كنار بیایند.

برای تربیت این كودكان چه فاكتورهایی را باید در نظر گرفت؟
– باید توجه كرد كه این كودكان به خاطر هوش بالایشان در یك محیط مصنوعی قرار نگیرند. دیدگاه امروزی در مورد تعلیم و تربیت كودكان، دیدگاه یكپارچه سازی و انسجام است. این دیدگاه می گوید: تمامی كودكان باید در جامعه با یكدیگر منسجم شوند.
بنابراین بهتر است از همان دوران مدرسه كودكان دارای ضرایب هوشی پایین تر در كنار كودكان عادی تحصیل كنند كه البته این شامل كودكان كم بینا و كم شنوا نیز می شود.
و همین طور كودكانی كه هوش بالاتری دارند بهتر است در كنار كودكان عادی درس بخوانند. دیدگاه جداسازی كودكان مدتهاست كه از نظر علمی و اخلاقی و انسانی مردود شناخته شده است.
در واقع حق نداریم با آنان شبیه به ابزار رفتار كنیم و بگوییم كه اینها به علت داشتن هوش بالاتر مستحق تربیت بهتری هستند تا در آینده از تربیت آنان بهره بیشتری ببریم.همه كودكان چه باهوش و چه كم هوش انسان هستند و در درجه اول ما باید شأن و كرامت انسانی را كه خداوند در وجود هر انسانی به ودیعه گذاشته برای همه اقشار رعایت كنیم.
نه كودك كم هوش به خاطر هوش كم خود باید سرزنش شود و نه كودك باهوش به خاطر هوش خدادادی اش باید مورد ستایش قرار بگیرد. آنها باید بفهمند كه تفاوت انسان ها دلیل بر تفاخر و تمایز آنها نیست.
هوش در صورتی ارزش پیدا می كند كه در جهت رفاه موجودات دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. یك فرد باهوش نباید خود را از دیگران جدا كند. او بهتر از هركسی می تواند با دیگران همدلی كند و خودش را جای آنان قرار دهد. او هیچ وقت اطرافیانش را به خاطر نارسایی هایی كه در وجودشان هست سرزنش نمی كند. در حالیكه افراد دارای هوش پایین به افراد دیكتاتور و ستمگری تبدیل می شوند كه فكر می كنند همه باید مثل آنان فكر كنند.
افراد باهوش همیشه مهربان هستند و خود را به خاطر برآورده شدن نیازهای دیگران در درجه دوم قرار می دهند.
همانطور كه در ابتدا اشاره كردم رشد عاطفی در صورت ارتباط با دیگران حاصل می شود. تنها از این طریق می توان از نحوه زندگی افراد و خواسته هایشان مطلع شد. جدا كردن این كودكان از دیگران نوعی احساس خودبزرگ بینی در آنان به وجود می آورد. بدترین آفتی كه یك انسان ممكن است به آن مبتلا شود.
والدین برای تربیت فرزند تیزهوششان نیاز به چه ابزاری دارند؟
مغز انسان در اثر محرك های محیطی رشد می كند بنابراین هرچقدر كه پدر و مادر محیط غنی تری از جهت آموزش و پرورش برای فرزندشان به وجود بیاورند كودك احتمال رشد هوشی بیشتری خواهد داشت.
برای نمونه با او حرف بزنند به سؤالات او پاسخ دهند. برایش كتاب بخوانند، او را به گردش ببرند و جانوران مختلف را به او نشان بدهند. از كودك بخواهند كه با آنها صحبت كند. راجع به مسایل عملی صحبت كنند. موسیقی كلاسیك تأثیر زیادی در رشد هوشی افراد دارد تمامی اینها در پرورش استعداد اولیه كودك نقش زیادی دارد.
خوشبختانه كشور ما از جمله كشورهایی است كه در آن به كتاب های كودكان توجه زیادی می شود. در واقع حتی گروه های سنی مختلف هم حتی برای خودشان كتاب دارند این طبقه بندی ها كاملا علمی است.
یعنی توصیه می كنم كه والدین با توجه به طبقه بندی سنی كتاب ها، آن را انتخاب كنند. اما مهم تر از هر كتابی، ارتباط با والدین و با همسالان دیگر است. پدر و مادر نباید فرزندشان را به امان خدا و جلوی تلویزیون رها كنند. بلكه باید با آنها گفت وشنود داشته باشند.
گفت وشنود، یك ارتباط دو جانبه است كه موجب رشد بیشتر فكری می شود. وقتی ما با كسی از نزدیك صحبت می كنیم هم چشمان ما حركت می كند، هم گوش ما و هم سایر حواس ما در آن جا ارتباط دارند. در حالی كه ارتباط با تلویزیون یك ارتباط دو سویه است. چون فقط گوش و چشم كار می كند. تعاملی نیست كه روی ما تأثیر بگذارد یا برعكس.
علت خودكشی برخی از این كودكان در سن بلوغ چیست ؟
علتش این است كه والدین با گمان اینكه كودك باهوش آنها باید در شرایطی جدا از بچه های دیگر پرورش پیدا كند آنها را از یك زندگی عادی محروم می كنند.
در حالی كه این بچه دلش می خواسته بازی هم بكند بنابراین این كودك دچار بحران عاطفی شده احساس تنهایی كرده و واقعاً این مسئله دیده می شود كه كودكان باهوشی كه مربیان فهمیده ای ندارند ممكن است متأسفانه فشار زیادی بر آنها وارد شود و از جامعه جدا شوند.
احساس كنند كه تك افتاده اند و كسی را ندارند كه با آنان صحبت كند. رشد هوشی و عاطفی خیلی خوبه كه همزمان با یكدیگر انجام بشه


منبع:كیهان

کودکان تیز هوش را بهتر بشناسیم

وقتی‌ از کودکان تیز هوش سخن میگویم بی‌اختیار فکر می‌کنیم فردی مانند اینشتین یا ابو علی‌ سینا…ولی‌ همه کودکان تیز هوش اینگونه نیستند. پس کودکان تیز هوش چه مشخصاتی دارند و از کجا میتوان به استعداد آنها پی‌ برد؟ بی‌ شک هر پدر و مادری امید آن را دارد که فرزندش سالم و باهوش باشد و در طول دوران تحصیلاتش نمرات عالی‌ کسب کند، به دانشگاه برود و روی پای خود بایستد. دوستان محترم باید به این نکته توجه داشته باشیم که در بین کودکان تیز هوش هم استثناتی وجود دارد و همه آنها همیشه موفق و راضی‌ نیستند. این گروه که علی‌ رغم قوه هوشی بسیار بالا در مدرسه نمرات بدی میگیرند و در شرایطی انزوا طلبی میجویند، یکی‌ از حساس‌ترین و سختترین گروه کودکان تیز هوش را تشکیل میدهند. چگونه میتوان به آنها کمک کرد بحث مفصلیست که من سعی‌ می‌کنم به زودی به آن بپردازم.-رویا کلینگنر

کودکان  تیز هوش را بهتر بشناسیم

 رویا کلینگنر در برنامه روز از نو شبکه ۲ روز ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۰ -تهران، ایران


پیوندها

تماس با ما

هرگونه پرسش، نظر، پيشنهاد يا انتقاد خود را می توانید از طریق صفحه ی نظرسنجی برای ما بفرستید.

نظرات و پیشنهادات شما برای ما بسیار ارزشمند هستند.

با سلام!

با سلام!

دوستان ایرانی‌ و فارسی زبان در هر گوشه دنیا مرکز ما در خدمت کودکان تیز هوش و با استعداد در خدمت شماست. ما فقط می‌خواهیم خالصانه کمک کنیم.
هر کودکی استعدادی دارد و هر استعدادی را باید هر چه زودتر بهتر کشف کرد.
کودکان تیز هوش آینده سازان این مرز و بوم هستند پس وظیفه ما هست که آنها را حمایت و پشتیبانی‌ کنیم!

مرکز ما در سال ۲۰۱۰ میلادی مطابق با سال ۱۳۹۰ هجری شمسی‌ افتتاح شده است. خدمات ما در بخش‌های مختلفی‌ برای کودکان و نوجوانان (۳-۱۸ سال)، والدینشان و آموزگاران محترم انجام می‌گیرد.

مسول این مرکز خانم رویا کلینگنر هستند. ایشان کارشناس کودکان تیز هوش و با استعداد میباشند.

یک گروه از دانشمندان، کارشناسان و محققان بین‌المللی ما را در خدمت رسانی به شما کمک میکنند:

  •  پرفسور دکتر آلبرت زیگلر (آلمان)
  • پرفسور دکتر مارگریت اشتم (سوئیس)
  • دکتر سیوانس فیلیپسن (هنگ کنگ)
  • دکتر منیتا لیویت (آمریکا)
  •  پرفسور دکتر رولند پرسن (سوئد) 
مرکز کودکان نابغه و با استعداد ایران


Iranian Center for Gifted and Talented Children